ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
225
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از دست دادند و آن واقعه در ماه رمضان بود . يوسف قبل از آن واقعه سپاه خود را در سراسر بلاد پراكنده كرده بود . هر دسته از بطريقهاى ارمن لشكرى بيك ناحيه فرستاده سپاهيان كه در هر شهر و بلوك متفرق شده بودند در يك روز كشتند . چون متوكل خبر آن فاجعه را شنيد بغاى كبير را ( با سپاه ) بخونخواهى يوسف ( بارمنستان ) فرستاد . بغا از جزيره و موصل گذشت تا به محل ارزن ( ارزن روم ) رسيد در آنجا موسى بن زراره ( داماد بطريق بزرگ ) و برادران او اسماعيل و سليمان و احمد و عيسى و محمد و هارون بودند . بغا موسى را گرفت و نزد متوكل فرستاد و بعد بر كشندگان يوسف حمله كرد و سى هزار تن را كشت و بسيارى اسير گرفت كه اسراء را فروخت . از آنجا بلاد « باق » را قصد كرد و اشوط بن حمزه ابو العباس امير بلاد « باق » را اسير كرد . « باق » از بلاد « بسفرجان » است از آنجا بارمينيه ( ارمنستان ) رفت و مدت يك ماه در آنجا اقامت گزيد و بعد سوى تفليس لشكر كشيد و شهر را محاصره كرد . بيان خشم متوكل بر ابن ابى دؤاد و دادن منصب قاضى القضاة بابن اكثم در آن سال متوكل بر احمد بن ابى دؤاد غضب و تمام املاك و اموال او را غصب كرد . فرزندش ابو الوليد و ساير فرزندان او را بزندان سپرد . ابو الوليد صد و بيست هزار دينار ( زر ) و مقدارى گوهر كه قيمت آن بالغ بر بيست هزار دينار بود داد و تعهد كرد كه شانزده هزار هزار درهم از فروش املاك خود بپردازد و بر آن تعهد عده شاهد گرفت و آزاد شد . پدر آنها احمد بن ابى دؤاد مبتلا به مرض فالج شده بود متوكل يحيى بن اكثم را از بغداد ( بسامرا ) احضار كرد و از او خشنود گرديد و منصب قصباء را به او سپرد . مظالم ( رسيدگى بمظالم ) را هم به او واگذار كرد .